آخرش چی میشه؟ هیچی. آخرش این میشه که اونا میرن سمت اونی که سیکس پک تره و اینا هم میرن پیش اونی که داف تره و اگه اینجوری نشه هم یا مترصد فرصتی هستن که اینجوری بشه یا اگه یه درصد هم نشه، ته دلشون میخوان که بشه (البته جا داره در این پرانتز عرض کنم که اینا کمتر ادا درمیارن و از ازل همینجوری بودن ). پس نتیجه میگیریم که زر نزنیم و الکی قضیه رو پیچیده اش نکنیم و عنان کار رو به دست همون کرکودیل درونمون بدیم و خلاص (که البته از همون ابتدا هم عنان کار دست خودش هست و اینها). این بود انشای من. (فحشها و فریادهای تلنبار شده درونش را بیرون میریزد و خودکارش را درون کاسه چشم اولین عابری که از روبرو می آید فرو کرده و قهقهه زنان شعرِ زیبا و پر مغزِ یه توپ دارم قلقلیه را با صدای بلند میخواند)