65
در پای لوله توپ
سربازی ایستاده
با چهره گشاده
آماده و مصمم
بر جای خویش محکم
در دست کاسه سوپ
ناگه ز سنگر خصم خمپارهای رها شد
سرباز میهنی را پاها ز تن جدا شد
هر لنگهاش ز سوئی پران سوی هوا شد
لیکن به قدرت حق
سرباز ایستاده
چون پیش محکم و شق
با چهره گشاده
در پای لوله توپ
در دست کاسه سوپ
+ نمیدونم واسه چی از این شعر خوشم میاد اینقدر
(از "مصدر سرکار ستوان" نوشته یاروسلاو هاشک و ترجمه حسن قائمیان)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 2:44 توسط J
|